تبليغاتX
چرا اینگونه است؟

چرا اینگونه است؟
 
در دنیای امروز ما به چراهایی بر می خوریم که گاهی از پاسخ به انها باز می مانیم ..


نکته جالب هم سمت خاوری در شورای امر به معروف و همچنین کسی است که این تقدیر نامه را به وی داده است.
تابناک:  نکته جالب هم سمت خاوری در شورای امر به معروف و همچنین کسی است که این تقدیر نامه را به وی داده است.

نکته جالب اینکه خاوری این تقدیر نامه را به‌خاطر تلاش برای ارتقاي امر به معروف و نهی از منکر لسانی دریافت کرده است. البته خود وی همزمان ریاست هیات امر به معروف و نهی از منکر بانک ملی را بر عهده داشته است. 

 اکنون این گزارش در این باره قضاوت نخواهد کرد که مدیر عامل بانک ملی عامل به انجام فریضه‌های امر به معروف و نهی از منکر لسانی بوده است یا نه؛ چرا که از این موضوع اطلاعی ندارد. 

با این وجود آنچه عملا در در دوران ریاست وی در بانک ملی و در جریان اختلاس بزرگ اقتصادی رخ دهد، نشان می‌دهد که وی حداقل در مقام عمل اینگونه نبوده است.



اما نکته مهم‌تر آن است که تقریبا مثل روال مرسوم در اغلب ادارات ایرانی نخستین لوح تقدیر هر عمل مطلوب و خواستنی به رئیس آن اداره می‌رسد. 

تقدیر نامه‌ای که نه با امضای مثلا رئیس شورای امر به معروف، بلکه به امضای یکی از معاون‌های خود آقای خاوری رسیده است. 

یعنی معاون آقای خاوری از رئیسش برای امر به معروف تقدیر کرده است و در سایت بانک ملی دستاورد هم محسوب شده است!  


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی


 10 اردیبهشت سالروز درگذشت روح‌انگیز سامی‌نژاد اولین بازیگر زن اولین فیلم ناطق سینمای ایران است.

روح‌انگیز سامی‌نژاد با نام اصلی صدیقه سامی‌نژاد سوم تیرماه سال 1295 در بم به دنیا آمد.
 
او پدرش را در دوران کودکی از دست داد و با مادرش زندگی می‌کرد. سامی‌نژاد در 13 سالگی به ازدواج فردی به نام دماوندی درآمد و با او به هندوستان مهاجرت کرد.
 

دماوندی در استودیو امپریال فیلم بمبئی راننده اردشیر ایرانی صاحب این استودیو بود که بعدها «دختر لر» اولین فیلم ناطق سینمای ایران را با بازی سامی‌نژاد تهیه و کارگردانی کرد.


«دختر لر» در حالی ساخته شد که حدود 40 سال از تولد سینما در دنیا می‌گذشت. تولید یک فیلم ناطق در ایران تا آن زمان امکان‌پذیر نبود. تا این که عبدالحسین خان شیروانی معروف به سپنتا، شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار در نیمه‌ دوم دهه 1300 با هدف تحقیق در زمینه هنر و فرهنگ ایران باستان به هند رفت.
 

او در نهایت تصمیم گرفت وارد دنیای سینما شود و این کار را با نوشتن فیلمنامه «دختر لر» انجام داد.

«دختر لر» بر اساس داستان عامیانه «جعفر و گلنار» شکل گرفت. این فیلم درباره گلنار یک دختر لر در منطقه‌ای تحت کنترل راهزنان مسلح به فرماندهی قلی خان است. گلنار در قهوه‌خانه‌ای کار می‌کند و در آن‌جا با جعفر مامور دولت آشنا می‌شود و می‌خواهد با او ازدواج کند.
 

سپنتا پس از نوشتن فیلمنامه «دختر لر» سامی‌نژاد را برای بازی در نقش گلنار انتخاب کرد و در نهایت خودش نیز به نقش جعفر ظاهر شد. انتخاب سامی‌نژاد بیشتر به این خاطر بود که هیچ زنی قبول نمی‌کرد جلوی دوربین برود، چرا که آن زمان زنان در حجاب کامل بودند. ضمن اینکه خیلی‌ها استعداد این کار را نداشتند.
 

سامی‌نژاد بازی در «دختر لر» را پذیرفت و با سپنتا قراردادی چهل روزه‌ امضا کرد، اما به دلیل نهایی نبودن فیلمنامه، دیالوگ‌ها و امکانات فیلمبرداری، کار ساختن فیلم هفت ماه کشید. ضمن اینکه سپنتا به‌ خاطر لهجه‌ غلیظ کرمانی سامی‌نژاد ناچار شد داستان «دختر لر» را به گونه‌ای تغییر دهد تا موضوع آن مربوط به ایالات و قدرت حکومت مرکزی ایران باشد.
 

در نهایت «دختر لر» پس از مشکلات بسیار آبان‌ماه سال 1312 در مایاک و سپه که دو سینمای معروف آن زمان تهران بودند، به نمایش عمومی درآمد و مورد استقبال قرار گرفت.
 

سامی‌نژاد سپس در فیلم «شیرین و فرهاد» ساخته‌ سپنتا بود بازی کرد. او پس از بازی در این فیلم از دماوندی جدا شد و با نصرت‌الله محتشم از بازیگران سرشناس تئاتر ازدواج کرد. این ازدواج مدت زیادی به طول نکشید و محتشم در بازگشت به ایران او را غیابی طلاق داد.
 

سامی‌نژاد پس از 18 سال اقامت در هندوستان به ایران بازگشت، اما برای ادامه کارش در سینما با مخالفت خانواده روبرو شد. او به خاطر آزارهایی که از خویشان و آشنایان و مردم دید بعد از دو فیلم دیگر هرگز حاضر نشد در فیلمی ایفای نقش کند.


روح‌انگیز سامی‌نژاد و عبدالحسین سپنتا در «دختر لر»

سامی‌نژاد پس از بازگشت به ایران، گواهی‌نامه سیکل اولش را گرفت و در وزارت بهداری به عنوان پرستار مشغول به کار شد و در تهران اقامت گزید. او پس از مدتی کار پرستاری را به کنار گذاشت و از طریق اجاره دادن طبقه اول خانه‌ دوطبقه‌ای که خریده بود، گذران زندگی می‌کرد. ازدواج سوم سامی‌نژاد با یکی از بستگانش نیز شکست خورد و چون فرزندی نداشت حدود 30 سال تنها زندگی کرد.
 

سامی‌نژاد سال 1349 در فیلم مستند «تاریخ سینمای ایران؛ از مشروطیت تا سپنتا» از مصائبی که در آن گذشت صحبت کرد و به تلخی گریست.
 

او در‌این‌باره گفت: «به خاطر ناراحتی‌هایی که در موقع فیلمبرداری و بعد از آن چه از طرف فامیل و چه از طرف مردم کشیدم، هرگز راضی نشدم در فیلم دیگری بازی کنم ... هر موقع که از در شرکت می‌آمدیم بیرون، مجبور بودیم سه نفر مستحفظ داشته باشیم، یک شوفر و دو نفر کمک شوفر که شیشه پرت نکنن. هر جایی هم که می رفتیم یا باید یه چیزی سرمون می‌انداختیم کسی ما رو نشناسه...»
 

سامی‌نژاد 10 اردیبهشت سال 1376 در سن 81 سالگی در تهران درگذشت در حالی که محققان و کارشناسان سینمای ایران بی‌خبر از او معتقد بودند سال‌ها پیش در گذشته است. او در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 اردیبهشت1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی


دستگاه کارت خوان هم برای واریز پول موجود میباشد . گداهای محترم یاد بگیرن با سیستم 
های روز خودشان را به روز کنند !




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 فروردین1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 13 فروردین1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 5 فروردین1391 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
نوشته شده در تاريخ جمعه 26 اسفند1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی

 

یکی از جوانان پاراچناری که هفته گذشته در عملیات انتحاری سلفی ها به شهادت رسید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 22 اسفند1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
دستانش سیاه تر از زغال هایی است که بر روی زمین ریخته. کمر پدرش زیر هیزم های زندگی کج شده و گرد پیری کم کم زندگی را برایش سخت تر کرده است.سمانه از بچگی پای کوره ایستاده و تا هر هیزم زغال شده، سلامتیش را به تاراج گذاشته. این جا آمل است، جایی که دستان کوچک سمانه و سمیه در لابه لای زغال ها رشد کرده و انها را به سن جوانی رسانده. هر چند سختی کار پدر را قد خمیده کرده و مادر را به پژمردگی کشانده اما سمانه و سمیه به این کار افتخار می کنند.
 کارگاه‌زغال‌سازی

سمانه و سمیه در کارگاه‌زغال‌سازی

سمانه و سمیه در کارگاه‌زغال‌سازی

سمانه و سمیه در کارگاه‌زغال‌سازی

سمانه و سمیه در کارگاه‌زغال‌سازی


نوشته شده در تاريخ جمعه 5 اسفند1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
چند وقت پیش وعلارغم هشدارهای مکرر پلیس مبنی بر خودداری از سفرهای غیر ضروری، بازهم شاهدآن بودیم که چنداردوبه مناطق جنگی تحت عنوان راهیان نوربرگذار شد که نتیجه ی آن هم کشته شدن تعدادی از دانش آموزان ومعلمان ومجروح ومعلول شدن عده ای دیگرشد. دراین جورموارد هم شکایت والدین حکم کشک! راپیدا می کند. مسئولان آموزش وپرورش هم بانهایت خونسردی وسکوت نظاره گر ازبین رفتن دانش آموزان ومعلمان اند. حالا یکی بگوید این اردو های اجباری اصلا چه هدفی را دنبال می کنند وآیا به کشته شدن این همه انسان می ارزد؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 30 بهمن1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی

کامبیز اینا در راستای زنده نگه داشتن فرهنگ گوهربار ولنتاین، پیامک های زیر را به آزیتا می فرستد


1)         اگر عاشقی نبود مخابرات تا به حال ورشکست شده بود.

2)         مهرش به دلم افتاد اما مهریه اش آنرا از دلم در آورد.

3)         عروس دریایی عمرش در حسرت دیدن داماد دریایی سپری می شود.

4)         عزیزم! قورباغه های عشقت در لجنزار قلبم قار و قور می کنند!

5)         عشق تپه ایست که هر خری از آن بالا می رود.

6)      روش های خودکشی سریع: مرگ موش، طناب دار، پرش از بلندی، رفتن زیر قطار. روش خودکشی آرام: داشتن دوست دختر!

7)     قرص ماه در داروخانه پشت دخل نشسته بود؛ کاش دکتر برایم نسخه ای دیگر بنویسد.

8)     امیدوارم خرس زیبایی هام همیشه تو غار چشمات بچره!

9)     شیما جان!... مهسای من!... عسل زندگیم!... رویای شبهایم! و هر کسی که نامش از این لیست جا مانده است! دوستتان دارم!

9)     روي قلبم پلي احداث مي كنم تا هر كسي به خودش اجازه ندهد از آن عبور كند.

10)     ای ستاره های زندگی ام! به همه شما عشق می ورزم فقط به من فرصت بررسی دهید!

11)     دختر سر به زیر پسر را سر به هوا و دختر سر به هوا پسر را زمین گیر  می کند.

12)     نمی گم دوست دارم، خرتم دیوونه... اینو گفتم که اگه برا همیشه رفتم بگی این خر نشد یه خر دیگه!

13)     قلب مهربونت رو دوست دارم که با اینکه چند نفر دیگه هم توش بودند به زور مرا در خود جای داد.

14)     موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم، حالا که نگات می کنم دلم می خواد فرار کنم.

15)     مهم نیست که قشنگ نیستی، قشنگ اینه که مهم نیستی!

16)     دیشب باز تورو توی خواب دیدم، دماغ قبلیت بیشتر بهت می اومد.

 

17)     به مناسبت روز والنتاین از تردد هر نوع موجود مؤنث در معابر شهر جلوگیری می شود. (روابط گشت ارشاد)

18)     به علت عدم قطع و یقین، امروز(روز والنتاین) یوم الشک است. (مرکز استهلال والنتاین)

19)     آه عزیزم؛ نمی دونی با تو بودن چه کابوسی برام. خوب شد که رفتی!

20)     دسته بیلتم مهربانو، روز عشقمون مبارک(مش رمضون)

21)     بهترین لحظه لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم...آخ اگه بدونی چی حالی میده!

22)     بی بهانه دوست دارم... بابام میگه این مرضی یه که خیلیها تو جوونی می گیرن!

23)     عزیزم ولنتاینت مبارک ولی به شرطی که سو استفاده نکنی بگویی بیا من را بگیرها. چون من به عشق افلاطونی معتقدم!

24)     روز ولنتاین را به تمام عزیزانی که خودشان می دانند چه کسانی هستند و به بقیه ربطی ندارد تبریک می گویم!

25)     سینا جان! تو را نه به خاطر پول بابات بلکه به خاطر قلب پاکت دوستت دارم!

26)     چند وقته در قلب منی! دکتر گفته باید عمل باز قلب انجام بدم!



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 بهمن1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
دیشب برنامه ی صراط((همانی که بعد از خبربیست وسی وخبر بیست ویک پخش می شود)) اختصاص داشت به فاصله ی طبقاتی در ایران قبل از انقلاب وبعداز انقلاب . به دوران قبل از انقلاب اش کاری نداریم ، اما درقسمت کارهای دولت های بعدا ز انقلاب اش ازهمه ی دولت ها؛ چه دولت سازندگی وچه دولت اصلاحات درمورد کارکردشان برای کم کردن فاصله ی طبقاتی ایراد گرفت والبته بدون در نظر داشتن مشکلات وجوی که در آن زمان درکشور حاکم بود.اما نوبت به دولت نهم ودهم که رسید ، همه چیزی عالی شد. می خواستم بدانم اگر این برنامه در زمان دولتی دیگر ی هم ساخته می شد، بازهم کارهای بعضا با شکست مواجه شده ی اقتصادی دولت احمدی نژاد را با زهم اینقدر مهم جلوه می داد واین دولت را عدالت محور ترین دولت قلمداد می کرد؟


نوشته شده در تاريخ جمعه 14 بهمن1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی

به شهرمن اگر می آیی برایم ماسک بیاور

این روزها احساس می کنم نفسم به مشکل برخوده  


نوشته شده در تاريخ جمعه 30 دی1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی

    
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 22 دی1390 توسط منصوره شفیعی وسحر جاویدی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
مرجع خریدفروش صنعتی بک لینک فا